|
تروریسم در پوشش فعالیت اقتصادی
اخیرا ماجرای مصادره ساختمان شماره ٦٥٠ خیابان
پنجم نیویورک متعلق به بنیاد علوی توسط دولت آمریکا تیتر اخبار
بود. دلیل این اقدام، جرایم مالی و پول شوئی عنوان شده است. به
عبارت دیگر، بنیاد علوی به عنوان مالک این ساختمان فوق العاده
گرانقیمت و شرکت آسا دیگر شرکت اقماری بنیاد علوی و بانک ملی
اقدام به جابجائی وجوه حاصل از اجاره بها و درآمدهای ساختمان
با وجوه مشکوک با منبع نامشخصی- که میبایست به آمریکا وارد یا
از آن خارج گردد- میکردند.
شرکت آسا یک کمپانی پوششی برای بانک ملی ایران
است که متهم به کمک به گسترش تسلیحات کشتار جمعی است. به ادعای
وزارت خزانهداری آمریکا، این شرکت با جذب پول برای بانک ملی
ایران، به این بانک، که از دیدگاه واشنگتن و اتحادیهی اروپا
در خدمت برنامهی هستهای و موشکی ایران قرار دارد، کمک کرده
است.
سوال اساسی این است که مبنا و منطق وجود چنین
دارائیهای گرانبهائی در خارج از ایران چیست؟ و علی رغم تهدید
مستمر نسبت به امنیت این اموال وجود دارد، بنا بر چه توجیهی
چنین دارائیهایی تاکنون به فروش نرفته است؟ اقتصاد جمهوری
اسلامی به شدت از کمبود سرمایه و نقدینگی ارزی رنج میبرد. در
این شرایطی چرا این سرمایه ها به ایران یا حداقل به کشوری با
ریسک کمتر و بازده بیشتر منتقل نمی شود.
این کاملا طبیعی است که ایران همانند هر کشور
دیگرنیاز داشتن شرکت های تجاری جهت خرید کالا و نمایندگی داشته
باشد اما سرمایه گذاری تجاری در این حجم و اندازه در خارج از
کشور علی الخصوص در اروپا و آمریکا که روابط خصمانه ای با
ایران دارند کمی مشکوک است. و به عقیده من تنها دلیل معقول در
رابطه با فلسفه وجودی این سرکتها، پوشش و تامین مالی و
لوجستیکی فعالیتهای تروریستی یا مرتبط با سلاحهای کشتار جمعی
رژیم جنایتکار اسلامی است.
فراموش نکنیم که در ماجرای ترور رهبران عالیقدر
و خردمند کرد، دکتر قاسملو و دکتر شرفکندی و یا در ماجرای
انفجار مرکز یهودیان در بوینس آیرس، پوشش عملیاتی و لوجستیکی و
تامین مالی و پشتیبانی تیمهای ترور توسط همین شرکتها و موسسات
مالی و تجاری و توسط وابستگان این مؤسسات انجام شد.
این موضوع مرا بر آن داشت که تحقیقی در این
خصوص یکی از شرکتهای متعلق به شرکت نفت ایران بنام
IOCUK
انجام دهم. این شرکت در سال ۱٩٧۱ در انگلستان تاسیس شده و مالک
دو میدان نفت و گاز
Hood
و
Rhum
در دریای شمال است. جمهوری اسلامی علیرغم نیاز مبرم صنعت نفت
به سرمایه گذاری در ایران که موجب عقب ماندگی صنعت نفت ایران
شده، ترجیح داده که در بریتانیا سرمایه گذاری کند. این در حالی
است که میدانهای نفتی دریای شمال در پایان عمر خود بوده و
هزینه بهره برداری و توسعه در این منطقه بسیار بالا و سوددهی
اقتصادی آن در مقایسه با ایران بسیار پائین است. حال سؤال
اینجاست که چرا چنین تصمیمی اتخاذ شده است؟
در خوشبینانه ترین حالت حماقت و ناکارآمدی
اقتصادی مدیران رژیم یا علایق شخصی تصمیم گیران فاسد و مافیای
حاکم بر کشور میتواند دلیل این امر باشد. ولی آیا این
فعالیتهای کلان وحجم عظیم مبادلات که در زیر نمایش داده شده
پوششی جهت پولشوئی و حمایت مالی از اقدامات جنایتکارانه رژیم
نیست؟ آیا این شرکت هم همانند بنیاد علوی یا شرکتی که در
آرژانتین حامی لوجیستیکی بمب گذاران بود، نقش پوشش فعالیتهای
جنایتکارانه عمال رژیم را در اروپا و بریتانیا و مبادلات مالی
با تروریستهای حزب الله بر عهده ندارد؟ در زیر آخرین صورتهای
مالی این شرکت را ارائه میکنم. جالب اینجاست که بر خلاف
شرکتهای بزرگ در این اندازه، هیچگونه حسابرسی توسط حسابرسان
مستقل بر روی حسابهای این شرکت انجام نشده است. نکته دیگر این
است که سود این شرکت به ایران منتقل نمی شود.
خلاصه صورتهای مالی سال ۲٠٠٧
درآمد فروش: ٧٧ میلیون پوند
سود خالص: ٦.٨ میلیون پوند
ارزش دفتری دارائیها: ۱٧٥ میلیون پوند
نویسنده: علی میصومی
|