|
اگر جمهوری
اسلامی سقوط کند جه خواهد شد؟
|
همان
طوری که آگاه هستید، این روزها بازی موش و گربه بر سر شوخی
اتمی به اوج خود رسیده است.
نقدها می شوند! مقالات زیادی نوشته می شوند! بحثهای تلویزیونی
بسیار و خلاصه روزنامه ها در سراسر دنیا تیترهای درشت
روزنامههایشان از همین قرار است، حتی در یکی از کانالهای
تلویزیونی انگلستان، انیمیشنی تحت فیزیک احمدی
نژاد، رایس و دیگران ساخته و به زبان انگلیسی در حال پخش
است. جالب است هر چقدر که دوربین جهانی این موضوع را گسترش می
دهد، جمهوری اسلامی نیز خود را بزرگتر می بیند.هر کس که می گوید آخوندها ...
هستند سخت در اشتباه است! زیرا آنها تئوری حفظ بقای خود را
بسیار زیرکانه برای مردم ایران دیکته کردهاند.
تئوریهای آنها عبارتند از:
-
منطقی و
حقیقی جلوه دادن خرافات در جهت سوء استفادههای دینی
مذهبی بر مبنای انتشار کینه و انشعاب بین ملیتهای ایران.
-
ابطال خرد
جمعی منطقی و روشن، زیرزمینی ساختن ساختارهای سیاسی
اجتماعی ، ناموسی کردن پلاتفورمهای سیاسی و اقتصادی با به
کار بستن حیلههای شرعی در مو قعییتهای مختلف و حرفهای.
-
فرا
خوانهای مذهبی، در سالگردهای انقلاب 57 '' البته پس از
مصادره آن'' به جهت بیدار کردن احساسات قشر سوم و حتی
بخش زیادی از طبقه متوسط ، همسو کردن لایههای مختلف
جامعه با حذف
"
ملت و جایگزینی امت
" ترور
و حذف اوپوزسیون جدی
و برنامهدار.
-
خلق و توسعه
پدیده خودکشی بنام جهاد در مقابل قدرتهای بزرگ
.
رهبران جمهوری اسلامی با تکیه
بر دین، مذهب و خرافه با تاکتیکهای شرایطی و موقعییتی بر مسند
قدرت دست یازیده
و با استفاده از خشونت، ارعاب و
سرکوب بیرحمانه برای حفظ بقای خود در تلاشند و مصداق گفتار
مترلینگ است که می گوید " حکومتی که زضعف منطق دارد به
حربه زور متوسل می شود". دیکتاتورهای عمامه بر سر اکنون خود
را در آستانه ورشکستگی سیاسی مذهبی از نوع حدیث و خرافه می
بینند! چرا که از هستههای تشکیلاتی مذهبی خودشان مانند
آیتالله منتظری که روزی آیت حق و قائم مقام رهبری بود،
بروجردی، آقاجری، و افشاگریهای پالیزدار، مس میدیا و
غیره......داستان خدایان جزیره کرت، ایمان مینا و چالشهای
سینوحه در نوع امروزی را برای مردم ایران روشن ساختهاند. حال
این تیره فکران مکار برای حفظ بقای
خود
در چه اندیشهای
هستند؟؟؟
به نظر می رسد ملاها در چهار
تئوری فوق که ، قریب سی سال گارانتی کرسیهای حکومتی آنها
بودهاست، شکست خوردهاند و اکنون با طرح تئوریهای دیگری که
در ذیل اشاره می شوند در صدد حفظ قدرتند!
-
دعوت از
ملتهای ایران تحت نام قوم، بدون توجه به خواستهای فرهنگی
نژادی آنها، با پیش کشاندن حیله حفظ
تمامیت ارضی کشور.
-
بی محتوا جلوه
دادن دمکراسی، تعریف غلط ایدههای سوسیالیسی در قالب
طرحهای کمونیستی برای قشر آسیب پذیر و متوسط الفکر جامعه.
-
اسفاده اسلامی
وابزاری از کشورهای رادیکالیست، طرح تکرار جنگهای صلیبی با
در آوردن اداهای صلاحالدینی و ویلیامی خواندن آمریکا و غرب
-
گستراندن پوشش "
انرژی هستهای حق مسلم ماست" برضعفها، مشکلات سیاسی،
اجتماعی، اقتصادی آنها، تاکتیک اورانیوم و انرژی در شرایط
مختلف، به جهت اتلاف وقت در صحنه بین الملل، فراموشاندن
مشکلات و معضلات جامعه در داخل، شوراندن مردم با بکار
بستن حیله بیدار ساختن عرق ملی آنها.
حال از جانب بسیاری ممکن است این
پرسش مطرح شود: انرژی هستهای به جمهوری اسلامی ختم نمی شود و
مگر چه ایرادی دارد که ایران انرژی هستهای داشته باشد ؟
پاسخ: به نظر خیلی ها و به
نظرنگارنده بله انرژی هستهای حق مسلم ماست. اما درچه
شرایطی و چگونه؟ پاسخ روشن است، جمهوری اسلامی ظرفییت این
انرژی را ندارد زیرا جمهوری اسلامی در فکر ذخیره انرژی و
شکوفائی اقتصادی نیست بلکه در صدد دستیابی به بمب اتمی است.
لابد این پرسش مطرح می شود: چه اشکالی دارد که ایران بمب اتم
داشته باشد تا به قولی، دیگر دولتها از ایران حساب ببرند؟
بازهم پاسخ روشن است. وقتی در دستگاه سیاسی دولتمردان جمهوری
اسلامی چاه جمکران و باور به ظهور امام زمان مطرح است! نتیجه
گیری می شود که وجود اورانیوم غنی شده در دستگاه دولتی ایران
(جمهوری اسلامی ) بسیار خطر ناک است زیرا آنها واقعا ایمان به
خرافات دارند و از طرفی عقیده دارند که دنیا باید نابود شود
تا امام زمان ظهور کند. جمهوری اسلامی به ورشکستگی و بن بست
کامل، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، و دینی مذهبی رسیده است اما
فراموش نشود که آنها رهبر گروههای بسیار خطرناک شهادت طلب
هستند و فشار دادن تکمه نابودی جهان توسط آنها، پس از
دستیابی به بمب اتمی امری ساده و جهاد گون است.
جمهوری اسلامی و حامیانش پس از
سقوط رژیم شاهنشاهی پهلوی، از تز" معاویه و قرآنهای سر نیزه
" بهره جستند و طوری بر صفحه شطرنج دینی مهره آرائی کردند
که تاکنون هیچ قدرتی نتوانسته است آنها را کیش و مات نماید!
آنها جان گرفتند و جان بخشیدند تا جان در دیکتاتورییت دینی شان
بدمند. جان گرفتن از این نظر که روشنفکرانی را که می
توانستند معادلات خرافه آنها را بر هم زند با توسل به زور،
زندانی، شکنجه و ترور در داخل و خارج از سر راه خود بر داشتند
و جان بخشیدن از این نظر که موفق به کشف پدیده سوئساید
شدند.
اگر درست بنگریم در عراق و دنیا
جنگ ترور اگر معادله دموکراسی را بر هم نزده باشد لااقل
چندین سال به عقب برده و دنیا را ناامن ساخته است، پدیدهای
که مبارزه با آن امکان پذیر است اما بسی دشوار! جمهوری
اسلامی با ایجاد عملیاتهای انتحاری و نا امنی در عراق می خواهد
به مردم ایران پیام دهد که اگر جمهوری اسلامی سقوط کند "
ایران عراقستان خواهد شد" آنها با ایده دائی جان ناپلئونی و
با سوئساید می خواهند به جنگ دنیا بروند حال با هر قیمتی !
زیرا خود را در واژگونی می بینند.
اگر جمهوری اسلامی سقوط کند جه
خواهد شد؟
"ایران کشوری کثیرالمله است"
اگر جمهوری اسلامی سقوت کند، هیج ملتی حاضر نخواهد شد به نفع
ملت دیگری کنار برود. پرسش: چرا در گذشته کنار رفتهاند؟
پاسخ این است: اولا در گذشته
کنار نرفتهاند، بلکه سرکوب شدهاند، ثانیا در گذشته های دور
و نزدیک دیکتاتورییت توانسته است سایه تهدید خود را
بگستراند. اما اکنون خیر!
ثالثا
در این زمان از قرن؛ منطق، دموکراسی،
همکاری اتحادیها و شوراهای بین الملل ناظر در تصمیم گیری و
حامی حق مسلم آنها هستند. رابعا؛ دیکتاتوریتها، غصب، تاراجهای
زیرزمینی و سلطهجوئی توست حکومتهای خود کامه در جهان شکست
خورده است. در نتیجه با این تحلیل و با عطف به نظریههای
منطقی نظریه
پردازان، پس از سقوط جمهوری اسلامی به هر شیوای، هر حکومت نو
پائی در ایران از طریق رفراندوم بر مبنای دموکراسی و به خواست
ملتها بر سر کار خواهد امد و روشن است که ملتها از حقوق خود
یعنی فدرالیزم عقب نشینی نخواهند کرد و به نظر این قلم: انکار
ایران فدرال پس از سقوط جمهوری اسلامی یعنی انکار ستارهها در
آسمان.
بدرود
فتحی میرزائیان
انگلستان جولای
2008
|