زندگی یک آرزوی محاله مگه نه؟
مهستی بانوی آواز ایران درگذشت.
مهستی عزیز نیزچون هایده خواهر بلند آوازش پس ازقریب سی سال دوری از وطن، با نالهوفغان آه در غربت در گذشت.
مهستی و هایده باگل سنگ و دل تهنگ، پشت پنجرهی انتظار، باچشمانی خیس و گلوی گرفته برای صبح سپیده غزل خواندند، اما.... دریغا. سایه ی شوم جغدهائی که خود را نمایندهی خدا بر زمین میدانند از آسمان عمرشان هرگز کنار نرفت، روز به غروب و غروب به
مهتاب سپرده شد و مهتاب زیر ابره تیره مدفون گشت، تقدیرا! با زمزمهی؛ زندگی یک آرزوی محاله........ به خواب رفتند و هر گز تشعشع آفتاب آزادی رابر پنجرهی قامت غربت ندیدند .
مهستی؛ این حنجرهی زرین گنجینهی هنر ایران اسیر، از میان ما رفت
تا به دیگر هنرمنان جسدالممنوع به وطن: چون هایده، ویگن، سوسن و دیگر عزیزان به گورستان غربت خفته بپیوندد و استخوانهایشان نیز
انتظار ورود به وطن بکشند.
ما مجمع کمیتهی زنان دمکرات کردستان ایران: این حادثهی حزن انگیز را به خانوادهی محترمه سرکار خانم مهستی ، جامعهی هنرمندان ایران، وجمله دوستداران آن عزیز سفر کرده تسلیت عرض مینمائیم.
کمیتهی زنان دمکرات کردستان ایران- بریتانیا
منچستر 26/ 06/07