ملتهاى ساكن اين سرزمين از دهها سال پيش براى بدست آوردن حق تعيين سرنوشت سياسى خود مبارزه كردهاند و در برهههايى هرچند كوتاه توانستهاند كه نسيم معطر آزادى را استشماق نمايند. براى نمونه ميتوان به دوران انقلاب مشروطه و دوران جمهورى كردستان و همچنين به دوره كوتاه حكومت مردمى مصدق اشاره كرد كه اگر دخالتهاى ابرقدرتهاى آن دوران و همكارى آنها با طرفداران استبداد نبود ميتوان گفت كه ملتهاى ساكن ايران از سالها قبل حكومت دموكراسى را نهادينه كرده و امروز با عواقب فاشيسم مذهبى روبرو نبودند. در اواخر دهه پنجاه خلقهاى ايران براى چندمين بار به ميدان آمدند و دست به مبارزهاى نفسگير زدند شايد اين بار بتوانند كه ديو استبداد را به زانو درآورند و ايران در رديف كشورهاى مترقى جهان قرار گيرد ولى متاسفانه قشر روحانيون تشنه قدرت با حيلهگرى و استفاده از نفوذ جريانات روشنفكرى توانستند كه مسير حركت انقلابى مردم را منحرف نمايند و به آن رنگ و بوى مذهبى دهند. آيتالله خمينى در پاريس با وعدههاى فريبنده رهبرى انقلاب را بدست گرفت و وعده داد كه در صورت پيروزى با تمام جريانات سياسى از چپها و ليبرالها و نمايندگان خلقهاى ايران همكارى خواهد كرد. ولى متاسفانه تنها چند روز پس از رسيدن به قدرت تمامى وعدههاى خود را فراموش كرد و به سركوب مردم ايران دست زد، آزاديخواهان به زندان افتاده يا تيرباران شدند و آنهايى كه توانستند از دست جلادان تازه به دوران رسيده رهایی يابند به خارج كشور و ديار غربت مهاجرت كرده و آنهايى هم كه قدرت ايستادگى و ماندن در صحنه مبارزه را داشتند در برابر آزادى ستيزان ايستادند و مردانه جان خويش را فداى آرمانهاى مترقى خلق كردند. در سراسر كردستان و به رهبرى حزب دموكرات كردستان ايران مقاومت ادامه پيدا كرد و خمينى پس از سازماندهی نيروهاى سركوبگر خود نمود بر عليه خلق كرد اعلام جهاد كرد و سراسر كردستان از شمال تا جنوب در جنگى فرو رفت كه از طرف حزب دموكرات كردستان ايران به جنگى ناخواسته و تحميلى نام برده شد. شعلههاى جنگ ابتدا از مناطق جنوبى كردستان از جمله پاوه و اورامانات آغاز شد و سپس سراسر كردستان را در برگرفت در جريان اين جنگ ناخواسته كه رهبر بزرگ خلقمان دكتر قاسملوى زنده ياد آن را جنگى تحميلى از طرف حكومت مذهبى ميدانستند و معتقد بودند كه بهترين شيوه براى رسيدن به آزادى و حق تعيين سرنوشت مذاكره و گفتگو ميباشد ولى با رژيمى كه تنها زبان زور و خشونت را ميفهمد و هيچ گونه اعتقادى به دموكراسى ندارد چگونه بايد برخورد كرد؟ آيا بايد تسليم شد و دست از آزادى و دموكراسى برداشت يا اينكه بايد از هر گونه راه ممكن استفاده كرد تا حكومت سركوب و ترور را تسليم خواستههاى برحق خود كرد. اين سركوب و ترورها تنها به كردستان ختم نشد بلكه دامنه آن به تركمن صحرا و بلوچستان و ديگر مناطق كشيده شد. انسان به فكر اين سخن حكيمانه ميافتد كه انقلابها فرزندان خود را ميبلعند. واقعاً در مورد انقلاب ايران چنين بوده است آنهايى كه بيشترين تاثير را در به ثمر رسيدن اين انقلاب داشتند به دست ضد خلقيان ترور، اعدام، شكنجه و سر بنيست شدند. مردم ايران پس از 28 سال از به قدرت رسيدن روحانيون مذهبى خاطرات تلخى را در ياد و حافظه خود به ثبت رساندهاند كه به هيچ عنوان قابل فراموشى نيستند. به چند مورد از آن رويدادهاى تلخ در اينجا اشاره ميشود
1ـ اعدام بهترين فرزندان خلق كرد و ديگر خلقهاى ايران توسط آخوند خلخالى كه از طر ف خمينى براى ايجاد جو رعب و وحشت اجازه داشت كه در دادگاهاى چند دقيقهاى حکم اعدام هر کسی را صادر نمايد.
2ـ ادامه جنگ با كشور عراق در شرايطى كه دولتهاى عربى حاضر بودند كه تمامى خسارتهاى ايران را جبران نمايند ولى حكومت براى پيشبرد اهداف خود و محكم كردن پايههاى قدرت نامشروع خود جنگ را ادامه داد كه در جريان آن صدها هزار نفر از پير و جوان و زن و مرد ايران جان خود را از دست دادند و ميلياردها دلار خسارت نسيب كشورمان شد.
3ـ اعدام هزاران نفر از زندانيان سياسى در سال 67.
4ـ ترور افراد اپوزسيون خارج كشور كه باعث پايين آمدن پرستيژ و جايگاه ايران در جهان شد.
5ـ اختصاص ميليونها دلار از بوجه كشور براى گروههاى تروريستى در خاورميانه مانند حزبالله در لبنان يا حماس و جهاد اسلامى در فلسطين در صورتى كه مردم خود به شدت با فقرى لجام گسيخته دست و پنجه نرم ميكنند.
6ـ رشد روز افزون مبتلايان به مواد مخدر كه از طرف رژيم بودجه و برنامهاى اساسى براى جلوگيرى از آن اختصاص داده نمیشود.
7ـ افزايش بيكارى در ميان جوانان كشور كه امروزه تعداد زيادى از پزشكان و مهندسان ايران در زمره افراد بيكار جامعه به حساب ميايند
8ـ گسترش روز افزون جرمهاى اجتماعى مانند قتل، دزدى و طلاق كه علت اصلى آنها به اقتصاد ورشكسته و بيمار كشور برميگردد
9ـ بالا بودن شمار تصادفات جادهاى نسبت به كشورهاى ديگر كه ايران در رديف اول كشورهايى قراردارد كه ميزان تصادفات جادهاى در آن روز به روز در حال افزايش است.