رهبران شهید

پیشوا قاضی محمد

دکتر عبدالرحمن قاسملو

دکتر صادق شرفکندی

 

شماره جدید کوردستان

ارگان کمیته مرکزی

حزب دمکرات کردستان ایران

 

دیگر سایت ها

:: وب سایتی سکرتێری گشتی

:: دفتر نمایندگی حزب در خارج از کشور

:: کنگره ملیتهای ایران فدرال

:: رادیو صدای کردستان ایران

:: سایت تلویزیون تیشک (TISHK TV)

:: اتحادیه دانشجویان دمکرات

:: سایت اتحادیه جوانان (سوئد)

:: خبرگزاری کوردستان میدیا

:: یه‌کیه‌تی ژنانی دێموکراتی کوردستانی ئێران

.:: شهید د. عبدالرحمن قاسملو: دستیابی به هدف مقدس با وسیله نامقدس ممکن نیست! ::.

 

 

تروریسم از ریشه‌ لاتینی "Terror" به معنی ترس و وحشت گرفته شده است که امروزه به رفتار و اعمال فرد یا گروهی اطلاق می‌شود که از طریق ایجاد ترس و رعب و وحشت و استفاده از زور می‌خواهند به اهداف سیاسی خود برسند. همچنین اعمال خشونت‌آمیز و غیرقانونی دولتها برای سرکوب و ارعاب مخالفانشان در فهرست ترور قرار می‌گیرد که از آن به عنوان تروریسم دولتی یا state Terrorism نامبرده می‌شود. به‌طور کلی می‌توان گفت، کنش‌هایی که زندگی، هستی و آزادیهای شهروندان بی‌گناه را به مخاطره می‌اندازند در چهارچوب اعمال تروریستی قرار می‌گیرند. در این مورد تعریفی همه‌گیر و علمی که همه جوانب تروریسم را دربرگیرد، لازم می‌نماید، تا هیچ دولت، حزب، سازمان و گروهی نتواند از دیدگاه خود تروریسم را تعریف و


تفسیر نماید و از روزنه منافع خود این پدیده را تشریح نماید.


دکتر قاسملو در یک مصاحبه که با روزنامه "لیبراسیون" چاپ فرانسه داشته است در این باره چنین می‌گوید: "تروریسم تنها انفجار بمب در پایتخت دولتهای اروپایی نیست، بلکه کشتار روستائیان بی‌گناه نیز از طرف رژیم خمینی ترور به‌حساب می‌آید. در غرب به صورت عام تنها از بمب‌گذاری به عنوان تروریسم یاد می‌شود و نسبت به انواع ترور بی‌توجه‌‌اند. گذشته از این ترور تنها کار گروه یا دسته‌ای خاص نیست، بلکه دولتهایی هستند که در تروریسم دست دارند. ایران تنها دولتی است که به طور رسمی تروریسم را تا سطح سیاست خود ارتقا داده است."
برای مبارزه و رویارویی با تروریسم و ریشه‌کنی آن باید منشأ و ریشه اعمال تروریستی را بیابیم، زیرا این اعمال ریشه در معضلات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دارند. در این مورد دکتر قاسملو در خلال مصاحبه‌ای با مجله "فصلی در گل سرخ" چنین می‌گوید: "نباید این حقیقت را فراموش بکنیم که تا ریشه و منشأ تروریسم از بین نرود، تروریسم ریشه‌کن نخواهد شد. تروریسم معلول است نه علت، درک علل گسترش تروریسم ـ مانند بی‌عدالتی، بحرانهای اجتماعی و ستم ملی ـ نیرو، توانایی و کار زیادی را می‌طلبد." همچنین در ادمه می‌گوید: "اگر مشرق‌زمین به مثابه منشأ تروریسم محسوب می‌شود، به دلیل این است که بیشتر از هر منطقه دیگر مرکز ناسازگاری و برخوردهای استراتژیکی، سیاسی، اقتصادی، آیینی و ملی می‌باشد و تا این ناسازگاریها از بین نروند، تروریسم ریشه‌کن نخواهد شد. مبارزه علیه تروریسم در سطح بین‌المللی نه‌تنها با دسته و گروهها، بلکه باید بیشتر علیه دولتهای محرک آنها باشد."
در ایران رژیمی ـ رژیم ولایت فقیه ـ حاکم است که در سطح جهان از آن به عنوان "بانک مرکزی تروریسم" یاد می‌شود، طبیعی است که ملل و اقوام تحت ستم این رژیم که حقوق آنها به دست این رژیم به یغما رفته است به طرق مختلف و به منظور دستیابی به حقوق به یغمارفته خویش علیه این رژیم به‌پا خواسته و مبارزه می‌کنند. ممکن است در پاره‌ای از مواقع این ‌چنین مبارزه‌هایی سیمای خشونت‌آمیزی به ‌خود بگیرند، و در افکار عمومی جهان به مانند اعمال تروریستی محسوب بشوند. هرچند چنین اعمالی توجیه‌پذیر نیستند، اما طرف مقابل قضیه، یعنی جمهوری اسلامی را نیز باید بشناسیم، بدین منظور لازم است به چندین خصوصیت تروریسم دولتی که جمهوری اسلامی ایران نمونه برجسته و بارز آن است اشاره شود، تا بهتر بتوان موضوع را تشریح کرد. "ویلیام دی پردیو" در کتاب "تروریسم و دولت" در سال 1989 در مورد خصوصیات تروریسم دولتی به چندین ویژگی تروریسم دولتی اشاره می‌کند که در اینجا به چند نمونه از این ویژگیها اشاره می‌کنیم:
1ـ اقدامات سیاسی یک دولت نسبت به مردمش در جهت اعمال سلطه خویش ار طریق ایجاد وحشت که ممکن است از راه نظارت بر مطبوعات و دستگاه‌های ارتباط جمعی، شکنجه و آزار، محاکمه‌های ناعادلانه، ممنوع‌کردن اجتماعات و اعدام، تحقق یابد.
2ـ گسترش و آزمایش تسلیحاتی که قدرت تخریبی زیاد داشته و توانایی کشتار جمعی و تخریب محیط زیست را دارند.
3ـ فروش سلاح به‌ منظور تداوم جنگهای منطقه‌ای، در حالیکه تلاشهایی در جهت یافتن راه‌حل سیاسی و آشتی‌جویانه برای حل مسالمت‌آمیز اختلافات در جریان باشد.
4ـ عملیات سری و پنهانی یک دولت در راستای ایجاد تنش و ساقط‌کردن دولت دیگر.
با نگاهی گذرا بر نکات فوق، به وضوح درمی‌یابیم که جمهوری اسلامی تمامی این ویژگیها را دارا می‌باشد. رژیم اسلامی جهت دستیابی به اهداف سیاسی خود از هر وسیله‌ای استفاده نموده و همه راههای ممکن را آزمایش می‌کند، از تلاش برای دستیابی به تسلیحات اتمی و کشتار جمعی و ایجاد تنش در منطقه گرفته تا سرکوب مردم، ترور مخالفان و پشتیبانی از گروههای تروریستی. در مقابل چنین رژیمی با این خصوصیات که هرگونه فعالیت سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را ممنوع اعلام کرده و برای بقای خود مانع از تشکیل هرگونه تشکلی می‌شود، باید چه نوع مبارزه‌ای را انتخاب کرد؟
در سرزمینی مانند ایران که رژیمی توتالیتر حاکم است رژیمی که، حقوق و آزادیهای انسانی را هیچ انگاشته و ارزشهای انسانی و امروزی را پایمال می‌کند، آزادی‌خواهان به‌خاطر فضای رعب و وحشت و سرکوبی که وجود دارد توانایی راه‌اندازی تظاهرات و اعتصابات سراسری به منظور ساقط‌کردن دولت حاکم را ندارد، چاره‌ای جز پناه‌بردن به طرق دیگر مبارزه مانند جنگ پارتیزانی نیست. اما این نوع مبارزه باید به صورتی انجام بپذیرد که سیمای مبارزه را در افکار عمومی جهان خدشه‌دار نکند و در همان ‌حال رژیم را دچار ضعف و بحران بکند، به عبارت دیگر از اعمال تروریستی و ضدانسانی به‌دور باشد. دکتر قاسملو در این مورد می‌گوید: "تروریسم و جنبشهای آزادیخواهانه ملی دو مقوله جدا از هم هستند، در جنگ مسلحانه یا پارتیزانی به منظور نجات یک ملت پناه‌بردن به عملیات تروریستی لازم نیست. به‌ عکس این امر من بر این باورم که جنبش‌های نیرومند، آن جنبش‌هایی که راه دمکراسی را می‌پیمایند و از این طریق رهبری می‌شوند و دارای پایگاه اجتماعی می‌باشند، نیازی به‌ پناه‌بردن به تروریسم ندارند." به همین دلیل همیشه به کرات می‌گفت که: "ما مبارز هستیم، در عین حال هرگونه عملیات تروریستی را نفی می‌نمائیم". با توجه به این سخنان درمی‌یابیم که این رهبر بزرگ، تروریسم و مبارزه برای احقاق حقوق ملی را ازهم جدا کرده و هرکدام را در جایگاه بخصوص خود قرار می‌داد.
لازم به ذکر است که ایران کشوری کثیرالملله است که در آن شش ملت کرد، فارس، آذری، عرب، بلوچ و ترکمن زندگی می‌کنند، که بیش‌ از هشتاد سال است که فرهنگ ملت فارس در ایران بر ملل دیگر تحمیل شده و زبان و ادبیات فارسی تدریس می‌شود و ملتهای دیگر از تحصیل به زبان مادری محروم شده‌اند و در این مدت به‌شدت تلاش شده که فرهنگ ملل غیرفارس را در فرهنگ فارس ذوب گردانند و نه‌تنها از آنها به عنوان ملت یاد نمی‌شود بلکه به آنها لقب قوم، عشیره و طایفه می‌دهند و بسیاری از مواقع آنها را تحقیر کرده‌اند. ملل تحت ستم ایران جهت دفاع از خود، دفاع از موجودیت خود و برای دستیابی به حقوق انسانی خود، مدام فعالیت کرده و بسیاری از مواقع به پا خوسته‌اند. اخیراٌ در داخل شهرها به‌ویژه شهرهای غیرفارس، جهت واردکردن ضربه به پیکره‌ی رژیم چندین بار بمب‌گذاری صورت گرفته است، با وجود اینکه رژیم تروریست‌پروری مانند جمهوری اسلامی در ایران حاکم است و تمامی حقوق ملل ساکن ایران را زیرپا گذاشته است، این بمب‌گذاریها در افکار عمومی جهان در فهرست اعمال تروریستی قرار می‌گیرند. زیرا در داخل شهر و در میان مردم بی‌دفاع صورت گرفته‌ و جان مردم بی‌گناه و بی‌دفاع را به مخاطره انداخته‌اند و موجب خدشه‌دار شدن سیمای جنبش ملی ملل ایران در افکار عمومی جهان شده و نه‌تنها به نفع جنبش‌های ملی در ایران نیستند بلکه جمهوری اسلامی می‌تواند از این‌گونه اعمال سوء استفاده کند.
گرچه جمهوری اسلامی خود پشتیبان اصلی تروریسم و شعار "صدور انقلاب" یکی از شعارهای استراتژیک رژیم می‌باشد، می‌تواند از این بمب‌گذاریها استفاده کرده و خود را مانند قربانی تروریسم به جهان بشناساند، به همین جهت اگر در هر گوشه‌ای از ایران چنین اعمالی صورت بپذیرد، در رسانه‌های گروهی خود به‌‌طور گسترده‌ای آنرا بزرگنمایی می‌کند، که آنهم دو هدف را در پشت دارد:
1ـ در سطح جهانی همانطور که گفته شد از رژیم به‌عنوان "بانک مرکزی تروریسم" یاد می‌شود. جمهوری اسلامی برای کم‌رنگ نمودن این عنوان، این بمب‌گذاری‌ها را آنقدر بزرگ نشان می‌دهد تا بدین‌گونه وانمود بکند که رژیم نه‌تنها تروریست نیست، بلکه قربانی تروریسم است.
2ـ در بعد داخلی، زمینه را برای سرکوب ملل تحت ستم ایران و آزادیخواهان آماده می‌کند، به‌عنوان نمونه، بعد از بمب‌گذاریهای اهواز و بلوچستان رژیم برای ایجاد فضای رعب‌و وحشت در میان مردم، ده‌ها نفر از جوانان عرب و بلوچ را به دار آویخته است.
اگر این‌گونه اعمال ادامه یابند ـ بمب‌گذری در داخل شهرها ـ این خطر وجود دارد که جمهوری اسلامی به منظور به انحراف کشاندن اهداف جنبشهای ملی در ایران، توجیه سرکوبها، میلیتاریزه‌کردن خاک این ملتها و نشان‌دادن خود به‌‌عنوان مدافع حقوق و آزادیهای آنها، از این عملیات که از طرف بعضی از سازمان و گروهها صورت می‌گیرند سوءاستفاده بکند و برچسپ تروریستی به آنها بزند.
در خاتمه باید اذعان نمود که مبارزات ملی ملل تحت ستم ایران در نتیجه هشتاد سال سرکوب و تبعیض سیاسی، اقتصادی و فرهنگی از طرف حکومت مرکزی ایجاد شده‌اند. این خیزش مردمی مبارزات بر حقی است که برای دستیابی به حقوق حقه و انسانی ملل تحت ستم ایران برپا شده‌اند و از اهداف برحق و مقدسی برخوردار می‌باشند، به همین دلیل نباید آنها را با اعمال شبه‌تروریستی و تروریستی که شهید دکتر قاسملو از آنها به‌عنوان "وسیله نامقدس" یاد می‌کند و در این ‌باره می‌گوید: "دستیابی به هدف مقدس با وسیله نامقدس ممکن نیست!" لکه‌دار کنیم. در نتیجه می‌توان گفت که حکومت قانون، دمکراسی، آزادی و ارزش‌های انسانی بوسیله بمب‌گذاری در داخل شهر، آدم‌ربایی، هواپیماربایی و ترور و... میسر نمی‌شود. بلکه تنها با رعایت کنوانسیون‌ها و پیمانهای بین‌المللی میسر می‌شوند که به ملل تحت ستم حق دفاع از حقوق خود را می‌دهند و برای دست‌یابی به حقوق ظبط شده‌اشان اگر لازم هم شد می‌توانند طبق این کنوانسیونها دست به جنگ پارتیزانی هم بزنند، اما به شرط اینکه جان و زندگی مردم عادی و بی‌دفاع به خطر نیافتد و تنها هدف، ازبین‌بردن نیروی نظامی و مؤسسات دولتی باشد.
اگر اعمال تروریستی برای جمهوری اسلامی راهی برای رسیدن به اهداف سیاسیش می‌باشند و از همان ابتدای بر سرکار آمدن رژیم تاکنون از ترور و ایجاد رعب‌و وحشت، شکنجه و آزار و اذیت ملل ایران لحظه‌ای باز نایستاده، برای ملل تحت ستم ایران به‌ویژه ملت کرد، یادآور از دست‌دادن هزاران تن از بهترین فرزندانش و رهبران بزرگی چون دکتر قاسملو و دکتر شرفکندی می‌باشد، به همین دلیل نباید اجازه داد که جنبش ملل تحت ستم ایران، از طریق بعضی اعمال ناشایست زیر سؤال برود، که از این طریق پشتیبانی مجامع بین‌المللی را از دست می‌دهد.

صفحه‌اول  |  اخبار  |   آرشیو  |   تماس با ما

كلیه‌ حقوق این سایت محفوظ میباشد
حزب دموکرات کردستان ایران کمیته بریتانیا